بهـ

بهـ ایـن همهـ در خود نخوابــی های شــبـ بهـ شــبـ شــدهـ ..

بهـ ایـــن همهـ پنجرهـ בر تضاد ِ باران کهـ چشمـ مـــن را بهـ زور مـی فهمنـد

بهـ ایــن همهـ گریهـ ...

از سر تفاهمـ با موسیقــــی های تــکـ نفــرهـ 


بهـ ایــن همهـ صنــــدلی کهـ در دلمـ رزرو کردهـ امـ برای خاکـ خوردنش 


بهـ این همهـ تعلق در عیــن تنهایــی ... 

سیگار با اسانس ِ خود سوزی 


بهـ این همـــــــــهـ 


سلامـ ِ روز های خوبـ مرا برسان ... 


مــــن با آخریــن کرایهـ ای کهـ خود را دادهـ امـ 


از تمامـ ایستگاهـ ها مـــی رومـ ... 




تظاهر بمانــــد برای روزی کهـ از سر ِ تصـــادفـ 


بایـــد بهـ تمــــامـ سوال هایتـ خوشبختــــی تحویل دهمـ ...!

/ 0 نظر / 8 بازدید